تحت نظارت کانون شاعران معاصر
سرپرست شاعران : کبری اسدی نیازی
ویراستار و صفحه آرا : عبدالله محمدزاده سامانلو
طراح جلد : عبدالله محمدزاده سامانلو
ناشر : بید
سال و نوبت چاپ : 1400 – اول
شمارگان : 5۰۰ نسخه
شابک : 978-622-7910-60-5
قیمت : 45000 تومان
پژواک ارغنون
45,000 تومان
پژواک ارغنون
کتاب مشترک شعر با سرپرستی کبری اسدی نیازی
کتاب پژواک ارغنون مجموعه شعر مشترکی است از شاعران کانون ادبی ارغنون شیراز که به همت خانم کبری اسدی نیازی گردآوری شده است و توسط نشر بید به چاپ رسیده است. در این کتاب اشعاری از سرکار خانم کبری اسدی نیازی، خانم مرضیه نیکویی، آقای روح الله سهرابی افزری، آقای رجبعلی کاوسی وآقای نادر رحیم نژاد آبرس گردآمده است.
شعر یکی از راههای انتقال احساسات است. شاعر برای بیان حقیقت احساسات و عواطفش به زبانی نیاز دارد که او را از سردی مکالمه روزمره دور کند و بتواند با آن خیالش را معنا کند و شعر همین زبان است. با شعر از زندگی ماشینی و شلوغ روزمره فاصله میگیرید و گمشده وجودتان را پیدا میکنید. این احساس گمشده عشق، دلتنگی، دوری و تنهایی و چیزهای دیگری است که قرنها شاعران در شعرشان بازگو کردهاند.
شعر معاصر در بند وزن و قافیه نیست و زبان انسان معاصر است. انسان معاصری که احساساتش را فراموش کرده است و به زمانی برای استراحت روحش نیاز دارد. شاعر در این کتاب با احساسات خالصش شما را از زندگی روزمره دور میکند و کمک میکند خودتان را بهتر بشناسید. این کتاب زبانی روان و ساده دارد و آیینهای از طبیعتی است که شاید بشر امروز فرصت نداشته باشد با آن خلوت کند. نویسنده به زبان فارسی مسلط است و از این توانایی برای درک حس مشترک انسانی استفاده کرده است.
تحت نظارت کانون شاعران معاصر
سرپرست شاعران : کبری اسدی نیازی
ویراستار و صفحه آرا : عبدالله محمدزاده سامانلو
طراح جلد : عبدالله محمدزاده سامانلو
ناشر : بید
سال و نوبت چاپ : 1400 – اول
شمارگان : 5۰۰ نسخه
شابک : 978-622-7910-60-5
قیمت : 45000 تومان
نمونه ای از اشعار :
کبری اسدی نیازی:
صد ناز دهر، زخمه ی جانان نمی شود
دردم به جز به ناز تو درمان نمی شود
درمان من تویی تو که یعقوب پیر را
عطری چو بوی یوسف کنعان نمی شود
داغی که مانده بر دلم از آرزوی تو
پشت نقاب خاطره پنهان نمی شود
یادتوخوش ولی تو کجا یاد تو کجا
شبنم برای برگ، که باران نمی شود
گه ناز میکنی و گهي زخم می زنی
جانان من فرشته که شیطان نمی شود
چون حلقه های زلف تو افتاده بر دلم
صدها گره، گسستنش آسان نمی شود
مرغی که کرده خو به قفس، گشت باغ قدس
لطفش به قدر گوشه ي زندان نمی شود
نازم به یاد عشق تو جز او به کنج دل
هرگز کسی به خاطره مهمان نمی شود
کس نیست در دلم چو تو، درویش بینوا
با رهن تاج شاه، که سلطان نمی شود
چشم بد از تو دور عزیزم که کس نگفت
گنج گهر نهفته به ویران نمی شود
آتش بگیر شاپرک دل که وصل یار
جز با گذر ز شعله ی سوزان نمی شود
با این دل شکسته ز هجران چه کرده عشق
از جان توان گذشت ز جانان نمی شود
. . . .
مرضیه نیکویی:
توت های سرخ ریزد از لب خونبار تو
بشکند سرهای عاشق شیوه ی رفتار تو
قلب سنگ و روی ماه و نازک اندام تنت
صخره و مهتاب و باران طرح بی تکرار تو
باد در گوش درختان باز نجوا می کند
قصه های کوچک و آن نازنین سردار تو
دامنت را غنچه های وحشی صحرا گرفت
تا بگیرد بوسه ای از گونه ی تب دار تو
آسمان چشم ما از بغض بی پایان پر است
دُر ببارد دانه دانه روی گندمزار تو
کاش مریم پر بگیرد همچنان پروانه ای
تا بگردد دور آن پیراهن گلدار تو
چشمه ای از نور در چشمان سبزت جاری است
کوزه کوزه تشنه هستم تشنه ی دیدار تو
Reviews
There are no reviews yet.