ادبیاتداستانمحمدعلی میرقاسمی

محمدعلی میرقاسمی

با توام با تو فصل دوم

محمدعلی میرقاسمی

با توام با تو

فصل دوم

روزی از روزها در همان محیطی خواهی ایستاد که امروز در خیال خود به مانند یک رویا باور داری ! ساختار جهان هستی بسته به رویکرد روان و ذهن تو دارد ! تنها دلیل برای باروری باورهای انسان ، روان ، ذهن ، ایمان و اطمینان خاطر به ساختار خیال است ، این خیال است که جهان هستی را در تسخیر خود دارد .

تشریح نامطلوب از حالات جسمانی و روانی یا ( خود بیمار انگار ) در کوتاه مدت و بلند مدت ، دلیل بیماری و پیری ما خواهد گشت .

من رنگ پریده ام ، کسالت دارم ، تمام وجودم مچاله است ، تمام تنم درد می کند ، نسبت به بیماری ها آسیب پذیرم ، من هم به طور وراثتی همانند خانواده ام بیمار می شوم ؟ دیگر نمی توانم راه بروم ، دلگیرم ، مشکلات گوارشی دارم ، عصبانی ام ، مشکلات ذهنی و روانی دارم ، لکنت در کلام دارم ، نمی توانم بشنوم ، نمی توانم ببینم ، پیرم ، فرسوده ام و …

بازسازی مشکلاتی را که در حقیقت به ما مربوط نیست ! چرا با دیدن یا شنیدن ضعف ، ناشادی و مشکلات پیرامون به همسان سازی آن در وجود ، ذهن و روان خود روی می آورید ؟! چرا محیط امن تن ، ذهن و روانتان را نا امن می کنید ؟ چرا با شنیدن یک چنین مشکلاتی ، به خود بیمار انگاری می پردازید ؟ خیالات پوچ دلیل کوچ بهبودی از وجودتان خواهد گشت ، رها باشید و برای مشکلات افراد پیرامون و دوستان و دیگران از چرخ فلک خواستار بهبودی ، سرحالی و سلامت باشید .

بخش مهمی از مشکلات ما ، برقراری ارتباط با دنیای پیرامون است .

بسیاری از ما انسان ها گوشه گیری و انزوا را به تردد و رفت و آمد ترجیح می دهیم .

موارد مهم بسیاری می تواند دلیل گوشه گیری و انزوای ما باشد ، فرد فرد ما می باید در خلوت خود این دلایل را مرور کنیم ، بسیاری از این دلایل پایه و اساس منطقی ندارند ولی به مانند عادت بخشی از رفتار و رویکرد ما محسوب می شوند !

اینکه از دنیای بیرون بیزاریم ، اینکه دیگران با کلام خود ما را رنج می دهند ، اینکه از نقد و انتقاد دیگران خسته ایم ، ترس از شکست مالی و اقتصادی ، ترس از شکست دوستی و عاطفی ، من نمی توانم ازدواج کنم زیرا فرد مورد نظرم را پیدا نکردم ، دیگران را باور ندارم ، اعتماد به دیگران بسیار سخت است ، با افراد پیرامون در محیط کارم خیلی کم گفتگو می کنم ، با همسرم در منزل خیلی کم گفتگو می کنم ، با بستگانم ارتباطی ندارم و … موارد بسیاری می تواند دلیل گوشه گیری و انزوای ما باشد ، اطمینان حاصل کنیم لحظه به لحظه ای را که خلوت اختیار کردیم و به مرور یک چنین مطالبی پرداختیم مربوط به زندگی ماست ، شوربختانه گذشت و حسرت از گذشته ما را دلگیر می کند ، برای رسیدن به توانمندی ، فرهمندی ، شادی ، پیروزی ، بهروزی باید لاک تنهایی را بشکنید ، فریاد کنید و در دنیایی توام با هیاهوی بیرون پای بگذارید ، در حین حضور در میادین ، محافل ، مجامع یا ضیافت ، آراسته باشید ، نمی گویم دریا باید رفت ، به یک حوض و ماهی سرخی دلخوش باشید ، نمی گویم جنگل باید رفت ، به یک گلدان یاس یا زنبق دلخوش باشید ، با دیگران گفتگو کنید ، کلام ، انسان را آرام می کند .

انسان پیروز ، پذیرای کاستی ها و سختی هاست .

وقتی با حسرت ، نسبت به گذشته ، کاستی ها و سختی ها را برای پیرامون ، بستگان ، دوستان و دیگران بازگو می کنیم ، من مشکلات بسیاری دارم ، من از حقوق ماهیانه برخوردار نیستم ، من بیکارم ، من دوستی ندارم ، من شاد نیستم ، من ازدواج نکردم ، من سرمایه ای ندارم ، من در امر خرید و انتخاب توانمند نیستم ، من از وقتی ازدواج کردم به سختی زندگی می کنم و یک فرزند دارم و چرا او باید در سختی و مشکلات من شریک باشد ؟ من زندگی او را تباه کرده ام‌ ، و … یکایک مشکلاتی را که گفتم مربوط به ماست ، اما آیا روایت این مشکلات برای جهان پیرامون ، بستگان ، دوستان ، دیگران ، چقدر می تواند مفید واقع شود ؟! چقدر می تواند کارگشا باشد ؟!

آیا ما از روزها و ماه ها و سال های پیش رو آگاهی داریم ؟ چه بسا ممکن است روزهایی غیر از این باشد ، شادمانی ! شادی بخشی ! چرا به رویکرد چرخ فلک باور نداریم ؟ ابراز درد و اندوه و ناشادی فقط و فقط ما را افسرده ، سرخورده و نا امید می کند ، چرا به توانمندی های درونی ، ذهنی و روانی باور نداریم ؟! انسان موجودی متفاوت با دیگر موجودات است ، انسان امروز همان انسان گذشته است که در شرایط سخت زیست بوم زمین ، باورمندی ، ایمان ، اطمینان را دلیل ماندن ، زیستن و بقای خود دانسته ! من و تو انسانیم و دارای توانمندی درونی ، ذهنی و روانی ، ما می توانیم با کمترین دارایی به زندگی بپردازیم ، اما اما … با این باورمندی ، ایمان ، اطمینان که توانمندی ، فرهمندی ، سعادت و ثروت از آن ماست .

اینکه بیکاریم ، اینکه از حقوق ماهیانه برخوردار نیستیم ، اینها نمی تواند دلیل واپسگرایی و ایستای ما باشد ، اگر به واکاوی و کنکاش درون خود بپردازیم و اینکه در کدامین کارها می توانیم پیشرفت داشته باشیم ، اگر شادمانی و انگیزه را چاشنی کار خود قرار دهیم ، اگر هدفمند باشیم ، توانمندی های ما پدیدار خواهد گشت ، در یک چنین شرایطی باید صبور ، پرکار و منتظر باشیم ، پیروزی و بهروزی از آن ماست .

اینکه دوستی نداریم ، اینکه ناشادیم ، ما تا به امروز تنها بودیم و تنها ماندیم ، تنها بودن و تنها ماندن نمی تواند دلیل ناشادی و ایستای ما باشد ، تنها بودن و تنها ماندن در این دنیای توام با هیاهو به مراتب بهتر از داشتن دوستانی است که با رویکرد و رفتارهایشان جز پیچارگی و درماندگی و زیان ، چیزی را برای ما به همراه نداشته و ندارند .

دوست می تواند الگوی فکری ما باشد ، دوست با کلامش دردهای ما را تسکین می بخشد ، دوست می تواند به وقت نیازمندی و ابراز نیاز ، دست ما را بگیرد ، دوست می تواند کنار ما باشد ، حضور دوست در زندگی ما یعنی تولید خاطرات بیادماندنی و ماندگار ، دوست یعنی همدلی ، هم آوایی ، هم نوایی ، در حقیقت دوست یعنی خود ما ( دوستش را ببین ، خودش را بخوان ) دیگران می توانند با دیدن دوستان ما حالات و شرایط خود ما را مورد واکاوی و پردازش و سنجش قرار دهند ! یادمان باشد انتخاب یک دوست ، انتخاب نوع زیستن در زمین است .

اینکه ازدواج نکردیم ، اینکه تنها مانده ایم ، بعضی از ما از اینکه ازدواج نکردیم از اینکه تنهاییم ، رنج می بریم ، موارد بسیاری می تواند دلیل عدم ازدواج و تنهایی ما باشد ، اما همه اینها می تواند یک پیش فرض باشد ، گاهی هم می گوییم سرمایه ای نداریم ، باور داشته باشید برای ازدواج ، تنها سرمایه کارساز نیست ، ازدواج یک تصمیم مهم است برای پرداختن به یک زندگی اشتراکی در محیطی امن به نام خانواده قبل از هر چیز باید به واکاوی و کنکاش تفاهم بپردازیم ، گام مهم اینکه با فردی را که احساس مهرورزی نسبت به او داریم گفتگو کنیم و اینکه احساس او را نسبت به خود جویا شویم ، دیگر اینکه فرصتی را برایش فراهم کنیم که او هم نسبت به ما و شرایط ما واکاوی و پردازش داشته باشد .

پرسش … آیا می توانیم با در کنار هم بودن با ایشان زندگی را معنای جاودانه ببخشیم ؟ آیا می توانیم به وقت سختی و شادی کنار هم باشیم ؟ آیا می توانیم یکدیگر را پذیرفته یا پذیرای هم باشیم ؟

زرتشت می گوید … ( همسر ، هم سر ، هم تن ، هم روان )

بزرگترین دستاورد انسان از گذشته تا به امروز ، دینامیزم عشق است که جهان فردا را تهدید می کند ، در حقیقت با این جمله تلاش کردم که بگویم با عشق می توان جهانی را جابجا کرد ! لبخند ، گام نخست ارتباط با انسان هاست ، یکدیگر را به یک لبخند میهمان کنیم و کلامی که توام با واژه ها و گلواژه های عاشقانه باشد ، گام دیگر ، رفتار راستین ، دلیل بقای روابط و دوستی هاست .

برقراری ارتباط با خویشتن

منظور از خویشتن در حقیقت ماهیت وجودی ماست ، ارتباط با خویشتن ، پرداختن به خواسته های انسانی و کاستی های درونی ماست ، اینکه در کجای جهان هستی زیستن داریم ، من هستم و زندگی می کنم و باید به این همه چرا هایی را که در من است پاسخ گو باشم . گاهی در حین پاسخ به چرا هایی که در ذهن ماست ، خود را سرزنش می کنیم و گاهی هم دلشادیم ! چرا در هر زمان مناسبی که با خودمان خلوت اختیار می کنیم این چرا ها مربوط به نداشته ها یا ناداشته های ماست ؟! ای کاش کمی هم داشته هایمان را مرور می کردیم ، مرور داشته ها یعنی انگیزه ، شکوفایی ، نو شکوفایی .

چرا در حین گفتگو با هم ، توصیفات ما بیشتر مربوط به افراد ثروتمند است ؟! شاید همان انسانی که ثروت بیشتری دارد ، خود دچار فقر عاطفی باشد ! چرا از کرده هایتان نقل نمی کنید ؟! از اینکه دیروز در شلوغی مترو ، جای خودت را به یک پیرزنی دادی که او راحت باشد ، یا اینکه هزینه ی نان فردی را پرداختی که نیاز به همیاری داشت ، یا اینکه در مراسم تدفین مادر بزرگ یکی از بستگانت حضور داشتی که شاید دلیل تسکین اندوه شان باشی و …

رفتار کودکان ، بهترین سرمشق برای رهایی .

چرخ فلک با کودکان ارتباط عاطفی دارد ، کودکان هر گونه که مایل باشند رفتار می کنند ، کودکان ،‌ جهان را زیبا می بینند ، کودکان نسبت به یکدیگر گذشت دارند ، کودکان به راحتی با هم و با ما گفتگو می کنند ، کودکان نسبت به هم ، چشم داشتی ندارند ، کودکان با اشاره یا کلام ، خواسته هایشان را مطرح می کنند و برای رسیدن به خواسته هایشان پافشاری و تلاش می کنند ، گریه می کنند ، لبخند می زنند ، کودکان دوری می کنند ،  کودکان دوستی می کنند ، در وجود کودکان کینه و نفرت نیست ، کودکان اگر نقدی باشد با کلام کودکانه بی هیچ ترسی مطرح می کنند ، در وجود کودکان ترس و دلهره نیست مگر اینکه ما دلیل یا دشمن یا … بیافرینیم ! فقط برای اینکه فرزند را مدیریت کنیم ! که این رویکرد نادرست است ‌.

برای رهایی از بند بند موارد و مشکلاتی را که گفتیم باید به گذشته باز گردیم ، باید دنیای پاک و زلال کودکانه را باور داشته باشیم‌ ، باید به مانند یک کودک رفتار کنیم ، همه ی رنگ ها را یک رنگ دانسته ، به درک روشن رنگین کمان بپردازیم ، به راحتی گفتگو کنیم ، خواسته هایمان را به زبان بیاوریم ، ترس و دلهره نداشته باشیم ، به مانند کودکان عاشق باشیم ، برای رسیدن به خواسته های خود فریاد کنیم ،‌ به مانند کودکان گریه کنیم ،‌ به مانند کودکان لبخند بزنیم ، به مانند کودکان باور داشته باشیم زمین ، زمین صلح و دوستی است ، زمین دعوا نیست ، کودکان به راحتی با مرگ کنار می آیند ، تمام کودکان جهان ، مرگ را یک سفر می پندارند .

محمدعلی میرقاسمی زادروز : 10 / 12 / 2538 زادگاه : هیرکان شاعر ، نویسنده ،‌ پژوهشگر علوم‌ اجتماعی ( فلسفه ، جامعه شناسی ، روان شناسی ) دانش آموخته ی بهداشت و درمان ، کارشناسی روان شناسی ، کارشناسی ارشد روان شناسی شخصیت ، عضو انجمن روان شناسی ( APA ) ( USA ) عضو خانه ی فرهنگ های جهان ، هامبورگ ( Germany )‌ عضو کانون شاعران معاصر ( Iran ) که در مدت عمر خود چهل و سه زمستان را شاهد بودم و بیست سه سال است که به طور یکپارچه می نویسم . از عمده کارهای نوشتاری من مجموعه ی اشعارم است که به طور پراکنده در نشریات متفاوت در ( Iran ) و هامبورگ ( Germany ) منتشر گردیده است و اینکه هشت سال قبل پروژه ی اقتصاد ، بازرگانی ، توسعه ی روستایی را تدوین ، تشریح و مکتوب کردم که در روزنامه ی مربوط منتشر گردید ، دیگر کارهای من ده پروژه ی روان شناختی انگیزشی است که در ماهنامه ی (‌ چاپار ) هامبورگ ( Germany ) مربوط به خانه ی فرهنگ های جهان در طول سه سال با همکاری ، همدلی ، یکدلی مدیر نیکو سرشت این ماهنامه انتشار یافت .

مشاهده بیشتر
کتاب پرواز نهنگ ها مجموعه اشعار سپید عبدالله محمدزاده سامانلو برای خرید کتاب و واریز باشماره 09902034931 و یا پنل چت در سایت پیام بدهید

محمدعلی میرقاسمی

محمدعلی میرقاسمی زادروز : 10 / 12 / 2538 زادگاه : هیرکان شاعر ، نویسنده ،‌ پژوهشگر علوم‌ اجتماعی ( فلسفه ، جامعه شناسی ، روان شناسی ) دانش آموخته ی بهداشت و درمان ، کارشناسی روان شناسی ، کارشناسی ارشد روان شناسی شخصیت ، عضو انجمن روان شناسی ( APA ) ( USA ) عضو خانه ی فرهنگ های جهان ، هامبورگ ( Germany )‌ عضو کانون شاعران معاصر ( Iran ) که در مدت عمر خود چهل و سه زمستان را شاهد بودم و بیست سه سال است که به طور یکپارچه می نویسم . از عمده کارهای نوشتاری من مجموعه ی اشعارم است که به طور پراکنده در نشریات متفاوت در ( Iran ) و هامبورگ ( Germany ) منتشر گردیده است و اینکه هشت سال قبل پروژه ی اقتصاد ، بازرگانی ، توسعه ی روستایی را تدوین ، تشریح و مکتوب کردم که در روزنامه ی مربوط منتشر گردید ، دیگر کارهای من ده پروژه ی روان شناختی انگیزشی است که در ماهنامه ی (‌ چاپار ) هامبورگ ( Germany ) مربوط به خانه ی فرهنگ های جهان در طول سه سال با همکاری ، همدلی ، یکدلی مدیر نیکو سرشت این ماهنامه انتشار یافت .

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
شروع گفتگو
1
نیاز به راهنمایی دارید؟
Scan the code
سلام
چنانچه سوالی دارید با ما در واتساپ در ارتباط باشید