شعر کانون
-
علیرضا فرزانه
علیرضا فرزانه بانگ شب بر حُرم شَبَم عطر حضور تو سایه انداخت! انگار آمده ای از ستاره بانگِ خموشِ…
بیشتر بخوانید » -
علیرضا فرزانه
علیرضا فرزانه بانگ شب بانگ شب* بر حُرم شَبَم عطر حضور تو سایه انداخت! انگار آمده ای از ستاره…
بیشتر بخوانید » -
علیرضا فرزانه
علیرضا فرزانه بانگ شب بر حُرم شَبَم عطر حضور تو سایه انداخت! انگار آمده ای با ستاره بانگِ خموشِ…
بیشتر بخوانید » -
علیرضا فرزانه
علیرض فرزانه فرار مغز گلوی اسلحه باز و سرب واقعه شلیک شد به حقیقت یک مغز، دردا……؛ فراری…!
بیشتر بخوانید » -
علیرضا فرزانه
علیرضا فرزانه فراموشی فراموشی* من سالهاست که نام ترا خط زده ام از لباسهای سفیدم و بارها شسته ام…
بیشتر بخوانید » -
لیلا کباری قطبی .شاعر معاصر ، کانون شاعران معاصر .عزلسرا
لیلا کباری،قطبی، چهارشنبه سوری می آیی و بر گونه ات لبخند زیباست آری عزیزم ، با تو این پیوند زیباست…
بیشتر بخوانید » -
لیلا سادات کباری قطبی .کانون شاعران معاصر .عزلسرا .
۰لیلا کباری قطبی کحا بروم ه چه امید تو را جا بگذارم بروم زندگی را ، به که اینجا بگذارم…
بیشتر بخوانید » -
لیلا ساتر
سردر گم وآشفته و بی خواب و خیالم … شعرو دکلمه :لیلا ساتر تهران انجمن کاکتوس خیال پاییز سال…
بیشتر بخوانید » -
لیلا ساتر
تلخی دود شیره و تلخی رفتارت مشروب و زهرماری و رویای دیدارت سگ مستی و سگ پرسه گی در کافه…
بیشتر بخوانید » -
علیرضا فرزانه
علیرضا فرزانه شعر سرد شعر سرد * شعرِ سردِ زمستان! بر بلندای ستیغِ کوه؛ سپیدی، ننشسته! می خوانم…؛ برفِ…
بیشتر بخوانید »