شعر سپید
-
علیرضا فرزانه
علیرضا فرزانه بانگ شب بر حُرم شَبَم عطر حضور تو سایه انداخت! انگار آمده ای از ستاره بانگِ خموشِ…
بیشتر بخوانید » -
علیرضا فرزانه
علیرضا فرزانه بانگ شب بانگ شب* بر حُرم شَبَم عطر حضور تو سایه انداخت! انگار آمده ای از ستاره…
بیشتر بخوانید » -
علیرضا فرزانه
علیرضا فرزانه بانگ شب بر حُرم شَبَم عطر حضور تو سایه انداخت! انگار آمده ای با ستاره بانگِ خموشِ…
بیشتر بخوانید » -
علیرضا فرزانه
علیرضا فرزانه فراموشی فراموشی* من سالهاست که نام ترا خط زده ام از لباسهای سفیدم و بارها شسته ام…
بیشتر بخوانید » -
علیرضا فرزانه
علیرضا فرزانه شعر سرد شعر سرد * شعرِ سردِ زمستان! بر بلندای ستیغِ کوه؛ سپیدی، ننشسته! می خوانم…؛ برفِ…
بیشتر بخوانید » -
علیرضا فرزانه
علیرضا فرزانه گناه گناه* کدامين معصيت را در ژرفای دل به خون نشسته ایم که گاه نوشتن در آن…
بیشتر بخوانید » -
علیرضا فرزانه
علیرضا فرزانه بارانی بارانی* به قرار، نباریدنت؛ توطئه خورشید بود ،یا [بیکلامی حضورت..؟!.. تشنه بودیم دریا را….!…تشنه! بارانا….!بارانا [نیامده…
بیشتر بخوانید » -
علیرضا فرزانه
علیرضا فرزانه سهم ما از هوا سهم ما از هوا؛ جریانی مسموم نبود!! مرده ایم بارها بی خبر از…
بیشتر بخوانید » -
علیرضا فرزانه
علیرضا فرزانه سهم ما از هوا سهم ما از هوا* سهم ما از هوا؛ جریانی مسموم نبود!! مرده ایم…
بیشتر بخوانید » -
(بدون عنوان)
#ناخوانده پوسیدند تمامیِ بودها تویِ مچالگیِ هنوزها … آینه نشان میداد اسکلتِ نامهای که آخرین استخوانش هضم میشد/ در گوارشِ…
بیشتر بخوانید »