شعر کانون
-
علیرضا فرزانه
علیرضا فرزانه گناه گناه* کدامين معصيت را در ژرفای دل به خون نشسته ایم که گاه نوشتن در آن…
بیشتر بخوانید » -
علیرضا فرزانه
علیرضا فرزانه بارانی بارانی* به قرار، نباریدنت؛ توطئه خورشید بود ،یا [بیکلامی حضورت..؟!.. تشنه بودیم دریا را….!…تشنه! بارانا….!بارانا [نیامده…
بیشتر بخوانید » -
علیرضا فرزانه
علیرضا فرزانه سهم ما از هوا سهم ما از هوا؛ جریانی مسموم نبود!! مرده ایم بارها بی خبر از…
بیشتر بخوانید » -
لیلا کباری قطبی
خلوتت را دوست دارد این دل وسواسی ام غرق در رویای تو در خلوتی احساسی ام با ضریحِ چشم تو…
بیشتر بخوانید » -
طيبه طاووسيان
طييه طاووسيان گرگ و ميش اغاز يك حكومت اجباري اغاز يك شكنجه بي پايان اين ابتداي قصه امروزست يك…
بیشتر بخوانید » -
طیبه طاووسیان
طیبه طاووسیان عشق #8 مهره هاي تنم جدا شده از استخواني كه حس تو در اوست درد پيچيده در…
بیشتر بخوانید » -
طیبه طاووسیان
طیبه طاووسیان مشکوک به خدا بودن تو شكي نيست من به اين بندگي دچار شدم پا به پايم كسي…
بیشتر بخوانید » -
لیلا کباری قطبی ،شاعر معاصر ، کانون شاعران معاصر
لیلا کباری قطبی افسانه ی دل دلم در خلوت مستانه ات ، افسانه ای دارد و با فانوسِ عشقت، ره…
بیشتر بخوانید » -
طيبه طاووسيان
طيبه طاووسيان درد چه خبر مردم ده بركت باران پس كو بركت گندم و ايينه و قران…
بیشتر بخوانید » -
لیلا کباری قطبی ، کانون شاعران معاصر ، غزل سرا
لیلا کباری قطبی مسبر اشتباهی گرچه می دانی مسیرِعشق ، راهی مشکل است راه خوشبختی ،گذر از کوره راهی مشکل…
بیشتر بخوانید »