ماه پری یوسفی
در سکوت
قصد دارم از تو بنویسم فقط من در ، سکوت
غیر پژواک قدمهایت جهان یک سر ،سکوت
بین رفت و آمدت چون زمزمه بالا گرفت
بغض آمد جا دهد فریاد خود در هر ، سکوت
عابری هم بی درنگ از حرکت خود ماند وگفت
تا عبوری تازه دور از چشم یکدیگر ،سکوت
فاصله هر چند درد دوری ات تکذیب کرد
عشق اما کرد اشاره که همان بهتر ، سکوت
آمدم دستت بگیرم بعد تصمیمی قشنگ
عقل زایل دعوتم کرده دوباره بر ، سکوت
بازگشت از راه بن بست خیابان بهتر از
پشت دلتنگی کنار پنجره ، غم ، در ،سکوت
ماه پری